تبليغاتX
ابـــــرای پاییزی دات بلاگفا دات کــام -
ما از جنس روياهايــمان هستيم

اندوهي كه از اعماق تفكر سرچشمه نگيرد اندوه نيست ،

عزاي باطل است و بي اعتباري به خاطر سركوب شدن اميال

فردي است . و انسان متفكر ي كه گهگاه گرفتار اندوه مي

شود عليل و ناقص است دور از دريا ، دور از طوفان ، دور از

پرواز ، دور از شكفتن روح است .............

اما تفكر ، همانگونه كه اندوه مي آفريند در دوام مثبت خويش

 

، پلي خواهد ساخت ميان جزيره و جماعت ، ميان فرد و خلق

 

، ميان امروز و فردا ، پلي به سوي شادماني و روح .

 

غم قانع نيست هر چه مدارا كني ستيز مي كند ، هر چه

 

عقب بنشيني پيش مي آيد ، هر چه خالي كني پر مي كند ،

 

هر چه بگريزي تعقيب مي كند چونكه بنشانيش مي نشيند

 

آرام . چون پر وبال دهي او را مي پرد بسيار.

 

غم بيشتر خواه است و سيري ناپذير . در طلب فضاي حياتي

 

وسيع و وسيع تر . جميع ابزار هايي را كه در دسترسش قرار

 

بدهي بكار مي گيريد ، مي برد ، مي تراشد ، سوراخ مي كند

 

، مي شكند ، مي سوزاند ، غم جوع غم دارد مي بلعد ،

 

آماس مي كند و بزرگ مي شود آنسان كه ناگهان مي بيني

 

حتي به سراسر وجود تو قانع نيست از تو فراتر مي رود و

 

چون آوازي ياس آور و دلهره انگيز در فضاي گرداگرد تو طنين

 

مي اندازد  در عين حال غم مهار شدني است به قدرتي كه

 

تو براي سركوب كردنش به كار مي بري ، احترام مي گذارد .

 

از اين قدرت مي ترسد عقب مي نشيند ، مچاله مي شود ،

 

در خود فرو مي رود ، كوچك مي شود و چون لكه اي نا چيز در

 

آسمان پهناور روح تو كنج دنجي را مي پذيرد و التماس مي كند :

 

بگذار اينجا بمانم مرا براي روز مبادا نگهدار ! شادي مقدس

 

است ! اما هميشه به كارنمي آيد محكمم كن و در سلولي

 

به زنجيرم بكش ! اما اعدامم نكن ! انسان هميشه شاد

 

انسان ابلهي است .

 

روزي به من نيازمند خواهي شد روزي به گريستن ، به در

 

خود فرو رفتن به بريدن و به غم متوسل شدن . مرا براي آن

 

روز نگهدار .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:13  توسط پرستـــش  | 

 
ابرای پائیزی
*
*
*
*
*
*
*
www.abraypaizi.blogfa.com

=